آموزش انتخاب نوع صفحه در هر کلمه برای تولید محتوا

یکی از مشکلات رایجی که اغلب کارفرمایان تولید محتوا و همینطور گاها خود محتوانویسان با آن روبرو هستند، مشکل تشخیص ندادن صفحه مناسب برای کلمات کلیدی مختلف است. به عنوان یکی از ده‌ها نمونه که در زمان دریافت سفارش محتوا با آن روبرو شدم؛ می‌توانم به کارفرمایی اشاره کنم که درخواست تولید محتوای متنی روی کلمه “خرید موبایل” را داشت!

اشتباه این انتخاب در این است که کلمه خرید موبایل اصلا برای نوشتن مقاله نیست و نیاز به یک صفحه دسته بندی محصولات دارد. اما از کجا متوجه این موضوع شویم؟ با خواندن ادامه این مقاله به خوبی آن را درک می‌کنیم:

انتخاب صفحه مناسب برای کلمه کلیدی

انتخاب صفحه مناسب برای کلمه کلیدی

ببینید، هر کلمه کلیدی در سطح وب قرار است یک نیاز کاربر را جواب بدهد. مثلا کلمه خرید موبایل، باید نیاز کاربر به خرید محصول و همینطور مشاهده آن را جواب بدهد. عبارت آموزش سئو محتوا، نیاز کاربر در یادگیری این مهارت را پاسخگو است و عبارت خرید موس سامسونگ هم باید نیاز کاربر به خرید همین نوع محصول را جوابگو باشد.

حالا در این شرایط، زمانی که شما بخواهید روی عبارت خرید موبایل یک مقاله آموزشی بنویسید، گوگل متوجه موضوع شده و به صفحه شما اعتباری برای سئو شدن و رسیدن به صفحه یک نتایج نمی‌دهد. اما گوگل چطور این کار را می‌کند و چطور تشخیص می‌دهد که این مقاله برای کاربر شما ارزشی ایجاد نمی‌کند؟

گوگل چطور نامناسب بودن محتوای شما را تشخیص می‌دهد؟

گوگل

گوگل برای شناخت وب سایت‌های معتبر و دادن رتبه‌ به آنها از یک سری الگوریتم کمک می‌گیرد. مثلا الگوریمی مثل پاندا که با محتوای بی‌کیفیت مقابله می‌کند و… یکی از همین الگوریتم‌ها که اهمیت زیادی در تعیین رتبه وب سایت‌های مختلف دارد، الگوریتم رنک برین است.

بعد از ساخته شدن صفحه مقاله آموزشی شما روی کلمه خرید موبایل؛ گوگل وب سایت شما را به صفحه اول نتایج روی این عبارت می‌آورد. در ادامه در روز حدود 100 نفر این عبارت را جستجو می‌کنند و گوگل وب سایت شما را در صفحه اول به عنوان تست به 10 نفر آنها نمایش می‌دهد.

اگر این 10 نفر هیچکدام روی وب سایت شما در صفحه اول گوگل کلیک نکنند، نرخ کلیک صفحه کاهش پیدا کرده و گوگل آن را به جایگاه قبلی خود برمی‌گرداند. حالا برفرض اینکه صفحه شما با عنوان جذاب و توضیحات متای ترغیب کننده‌ای که دارد، مخاطب را به سمت خودش جذب کرده و از این 10 نفر، 3 نفر روی سایتتان کلیک کنند.

حالا کاربری که به دنبال یک صفحه برای خرید محصول یا مقایسه محصولات مختلف بوده، وارد مقاله شما شده که هیچ جذابیتی برایش ندارد. در اینجا بعد از چند ثانیه حضور سریعا از وب سایتتان خارج می‌شود. در چنین حالتی زمان ماندگاری پایین کاربر و همینطور خروجی سریعش که با اصطلاح “نرخ پرش” شناخته می‌شود، به الگوریتم رنک برین می‌فهماند که صفحه شما جذابیت و کاربردی برای مخاطب ندارد. پس صفحه‌تان به جایگاه اصلی خودش در صفحات خیلی قبل‌تر گوگل برمی‌گردد.

پس به صورت خلاصه این الگوریتم با بررسی رفتار چند کاربر نسبت به صفحه شما که عبارت بود از نرخ کلیک، نرخ پرش و زمان ماندگاری، در مورد کاربردی بودن یا نبودن صفحه شما تصمیم گیری می‌کند.

نکته: اینطور هم نیست که هر صفحه‌ای در سطح وب ساخته شد سریعا برای تست به صفحه اول گوگل برسد. در خیلی از مواقع گوگل در همان اوایل ایندکس کردن صفحه، تصمیم می‌گیرد که این محتوا برای کاربر مناسب نیست و هیچ شانسی به آن نمی‌دهد.

از کجا نیاز کاربر را برای تولید محتوا تشخیص دهیم؟

صفحه محصول

خب تا اینجا فهمیدیم که اهمیت ندادن به نیاز کاربر یعنی روبرو شدن با الگوریتم رنک برین و در ادامه نرسیدن به نتایج اول گوگل. اما حالا به یک سوال مهم می‌رسیم: به عنوان کارفرما یا تولید کننده محتوا، چطور باید تشخیص بدهیم که چه کلمه کلیدی برای کدام صفحه مناسب است؟ یعنی در اصل چطور بفهمیم نیاز مخاطب چه صفحه‌ای است؟ خب 2 جواب برای این سوال وجود دارد:

1_ کمک گرفتن از گوگل

خب اولین و راحت‌ترین راهکار برای رسیدن به جواب این سوال کمک گرفتن از گوگل است. طبق نکاتی که در بالا گفتم، گوگل به صفحات نامناسب اجازه رسیدن به صفحه اول را نمی‌دهد. این یعنی همه صفحاتی که در صفحه اول نتایج روی یک کلمه کلیدی دیده می‌شوند؛ همان‌هایی هستند که توانسته‌اند نیاز کاربر را جواب بدهند. پس وقتی کلمه کلیدی‌تان را در گوگل ‌جستجو کنید و سایت‌‌های صفحه اول را ببینید، به خوبی می‌فهمید که روی این کلمه باید چه صفحه‌ای ساخته شود؟ انواع صفحات هم عبارتند از:

  • صفحه مقاله،
  • صفحه محصول،
  • صفحه دسته بندی محصول،
  • صفحه دسته بندی مقاله.

علاوه بر اینها گاها روی بعضی از کلمات، صفحه اصلی سایت‌ها را در نتیجه اول مشاهده می‌کنید. مثلا روی کلمه خرید رایانه اغلب سایت‌ها با صفحه اصلی خودشان روی این کلمه سئو شده‌اند. اگر دقت کنید این صفحات اصلی هم در اصل شبیه به صفحه دسته بندی هستند. بنابراین می‌توانید در صورت مشاهده چنین حالتی هم بفهمید که نیاز کاربر یک صفحه دسته بندی است.

2_ شناخت نیاز کاربر

نیاز کاربر

راهکار دوم برای رسیدن به جواب مناسب؛ خیلی راحت است. فقط کافی است خودتان را به جای کاربر گذاشته و نیازهای او را بررسی کنید. مطمئنا زمانی که از خودتان به عنوان یک مخاطب بپرسید:((بعد از جستجو عبارت خرید موبایل می‌خواهی چه چیزی ببینی)) به نزدیک‌ترین جواب‌های کاربر می‌رسید.

دقت کنید که این راهکار گاها می‌تواند باعث شود که شما حتی به جواب‌های خلاقانه‌تری رسیده و بهتر از رقبا عمل کنید. مثلا در مورد همین عبارت خرید موبایل، اگر بخواهیم به نیاز واقعی کاربر توجه کنیم می‌فهمیم که کاربر علاوه بر یک صفحه دسته بندی، نیاز به صفحه‌ای دارد که بتواند راهنمایی سریع‌تری در انتخاب یک گوشی مناسب به او کرده و حتی مقایسه خیلی سریعی هم برای کاربران در مورد قیمت داشته باشد!

مطمئنا وجود چنین صفحه‌ای به کاربر کمک بیشتری می‌کند و در نتیجه رتبه بهتری را هم به دست می‌آورد. پس پیشنهاد می‌کنم حتما از هر دو راهکار برای رسیدن به جواب نهایی استفاده کنید.

کلام آخر

خب به بخش انتهایی این مقاله رسیدیم. در این مقاله سعی کردم یک حلقه گمشده از مبحث تولید محتوا را به شما آموزش بدهم که در اغلب آموزش‌ها به آن اشاره‌ای نمی‌شود. امیدوارم از مطالعه آن لذت برده باشید. اگر هنوز بخشی از مطلب برای شما گنگ است، حتما سوالتان را در بخش نظرات مطرح کنید.

No comment yet, add your voice below!


Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *